باید فقط سکوت کنی و بگذاری لبخند به لب با دروغ شیرین تمام شود یا باید مثل امشب من، تمام حقایق تلخ را لخت توی صورتش بالا بیاوری و برای خودت تنفر بخری و تمام کنی؟ باید چطور تمام کنی که آرام بگیری؟ چطور تمام کنی که خالص بوده باشی، شفاف، درمقابل ِخود ِناآرامت؟ این واقعیت تیز را باید باور کنم که ماندن کنار دیگری یعنی خفقان گرفتن و دروغ های شیرین گفتن؟ چطور باور کنم؟
دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان، دشت گریان ..