کسشعرهای عرفه. قربانی کردن اسماعیل و کوفت و زهرمار. پیام ِتبریکِ شریعتی "ببین اسماعیلت چیست؟ پولت؟ شغلت؟ مقامت؟ زیبایی ات؟" آخر کدام ابراهیم؟ کدام اسماعیل؟ آدمیزاد تا کجا خر ِاین قربانی کردن است؟ چرا نمیفهمد که همه چیز را دارد برای آن مادر ِبزرگ/ آن Big Other فدا میکند؟ ردای گناهکاری بر تن میپوشد و تنش از شرم میلرزد تا مبادا پدر اخته اش کند و هرگز نتواند با ملکه ی مادرش بخوابد. و از این اضطراب سبع، تمام روح خود را تا روزی که زنده است در جای خود میکشد. این همه قربانی دادن چیست پس، جز اضطراب اختگی و فداکردن پیشکشی محض اخته نشدن/نمردن نزد آن دو جلاد روح؟ 

گیجی و خواب و بدن درد دارد از تمام سلول هام بیرون میزند. شیفت شلوغِ سگی ِتمام نشدنی. شاید توی پاراگراف بالا توضیح اضافات کردم و به حشو افتادم. نمیدانم. تنها میدانم که گوه توی هرچی قربانی کردن.

+ یکشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۱ | 1:39 | محیا |